ویژگی بی فایده در یک ماشین؟
پیشرفت صنعت خودرو در دهههای اخیر خیرهکننده بوده است. زمانی داشتن شیشههای برقی، کولر و ترمز ABS اوج مدرنیته محسوب میشد، اما امروز خودروهای مدرن بیشتر شبیه به سفینههای فضایی یا اتاقهای نشیمن متحرک شدهاند. خودروسازان برای توجیه قیمتهای سرسامآور محصولاتشان، مدام در حال اضافهکردن آپشنهای جدید هستند.
اما بیایید با هم صادق باشیم؛ آیا واقعاً به همه این دکمهها، چراغها و فناوریها نیاز داریم؟ در این مقاله از سری مقالات تخصصی خودرو، قصد داریم با نگاهی ترکیبی از کارشناسی فنی و چاشنی طنز، به سراغ ویژگیهایی برویم که شاید در نگاه اول جذاب به نظر برسند، اما در عمل، لقب «بیفایدهترین ویژگی در یک ماشین» را به خود اختصاص میدهند.
۱. پدالهای تعویض دنده پشت فرمان (Paddle Shifters) در خودروهای اقتصادی
بیایید از همین ابتدا با یک آپشن پرطرفدار اما کاملاً نمایشی شروع کنیم. پدال شیفترها (یا همان اهرمهای تعویض دنده پشت فرمان) یادگار خودروهای مسابقهای فرمول ۱ و سوپراسپرتهای چندصد اسببخاری هستند. در آن دنیا، کسانی که کسری از ثانیه برای تعویض دنده اهمیت دارد، به این پدالها نیاز مبرم دارند.
اما تصور کنید پشت فرمان یک کراساوور شهری یا سدان اقتصادی با موتور تنفس طبیعی و گیربکس CVT نشستهاید. پدال شیفتر را لمس میکنید تا حس رانندگی با فراری را تجربه کنید، اما تنها چیزی که دریافت میکنید، یک تاخیر آزاردهنده دو ثانیهای در تعویض دنده و زوزه کشیدن موتور است!
چرا بیفایده است؟ ۹۵ درصد مالکان این خودروها حتی یکبار هم در طول عمر ماشینشان از این پدالها استفاده نمیکنند؛ مگر روز اول برای امتحان کردنشان جلوی دوستان!
۲. چراغهای خوشآمدگویی و پروژکتورهای کفپوش (Logo Projectors)
وقتی در خودرو را باز میکنید، ناگهان لوگوی برند ماشین با نوری خیرهکننده روی آسفالت تاریک خیابان میافتد. این ویژگی که این روزها در بسیاری از خودروهای چینی مونتاژی و لوکس اروپایی دیده میشود، بیشتر شبیه به فیلمهای جیمز باند است تا یک نیاز واقعی.
چرا بیفایده است؟ بیایید بررسی کنیم؛ چه کسی به این نیاز دارد که وقتی در گلولای یا آسفالت کثیف پارک میکند، لوگوی ماشینش را روی زمین ببیند؟ این ویژگی صرفاً مصرف برق باتری را بالا میبرد و اگر بسوزد، هزینه تعویض عجیبی روی دستتان میگذارد. زیبایی بصری دارد؟ شاید برای ۵ دقیقه اول. بعد از آن کاملاً فراموش میشود.
۳. سیستمهای کنترل با ژست حرکتی (Gesture Control)
خودروسازان فکر کردهاند که لمس کردن صفحه نمایش یا فشار دادن دکمهها دیگر از مد افتاده است. حالا باید با تکان دادن دست در هوا (مثل جادوگرها در هری پاتر) صدا را کم و زیاد کنید یا آهنگ را عوض کنید.
چرا بیفایده است؟ در عمل، این سیستمها دقت پایینی دارند. شما در حال رانندگی دست خود را در هوا تکان میدهید تا صدای موزیک را کم کنید، اما ماشین فکر میکند دارید آهنگ بعدی را میخواهید و ناگهان موزیک را عوض میکند! در نهایت، راننده کلافه میشود و ترجیح میدهد از همان دکمههای ساده روی فرمان یا داشبورد استفاده کند. فناوریای که دقت دکمه فیزیکی را نداشته باشد، محکوم به شکست است.
۴. جالیوانیهای غیرمعمول و بیش از حد استاندارد!
شاید عجیب به نظر برسد، اما طراحی جالیوانی در برخی خودروها به یک شوخی تبدیل شده است. برخی ماشینهای مدرن تا ۸ الی ۱۰ جالیوانی برای یک خودروی ۵ نفره دارند! یعنی به ازای هر سرنشین، دو فنجان قهوه، یک بطری آب و احتمالا یک ظرف سوپ در نظر گرفته شده است.
از طرف دیگر، برخی خودروسازان جالیوانیهایی طراحی میکنند که نه بطریهای کوچک درونشان کیپ میشوند و نه لیوانهای بزرگ جا میشوند؛ یک اندازه کاملاً استانداردِ بیکاربرد!
چرا بیفایده است؟ تعداد زیاد جالیوانی فضای کنسول مرکزی را اشغال میکند و عملاً به محل انباشت آشغالهای ریز، سکههای قدیمی و گرد و غبار تبدیل میشود.
۵. رایحهپردازهای دیجیتال کابین (Air Fragrance Systems)
در برخی خودروهای لوکس (مثل مرسدس بنز)، سیستم تهویه مطبوع مجهز به کپسولهای عطر است که بوی ملایمی را در کابین پخش میکند. ایده جذابی است؛ ماشین همیشه بوی خوبی میدهد.
چرا بیفایده است؟ اول از همه، قیمت این کپسولهای اورجینال سرسامآور است. دوم اینکه، پس از مدتی بوی آنها با بوی رایحه مواد غذایی، عطر شخصی شما و آلودگی هوا ترکیب میشود و نتیجهای عجیب به بار میآورد. با هزینه بسیار کمتر میتوان یک خوشبوکننده آویز معمولی خرید که کارایی به مراتب بهتری دارد.
۶. سیستمهای اتصال به اینترنت و اپلیکیشنهای اختصاصی کند
این روزها هر ماشین جدیدی ادعا میکند که یک «خودروی متصل» (Connected Car) است. شما میتوانید از طریق اپلیکیشن موبایل، وضعیت خودرو را چک کنید، قفلها را باز کنید یا کولر را روشن کنید.
چرا بیفایده است؟ در تئوری عالی است، اما در عمل (مخصوصاً در کشور ما با چالشهای اینترنت و زیرساختها، یا به طور کلی کندی سرورهای برخی خودروسازان)، وقتی میخواهید با اپلیکیشن درِ ماشین را باز کنید، باید ۳ دقیقه به صفحه موبایل خیره شوید تا ارتباط برقرار شود! در همین مدت، با کلید مکانیکی یا ریموت معمولی، کار ۱۰ بار انجام شده است.
۷. صندلیهای ماساژور با اثربخشی «قلقلک»
وقتی کاتالوگ یک خودروی لوکس را ورق میزنید، عبارت «صندلیهای ماساژور ۵ نقطهای با برنامههای مختلف» به چشم میخورد. شما تصور میکنید پس از یک روز سخت کاری، روی این صندلیها مینشینید و خستگیتان درمیرود.
چرا بیفایده است؟ حقیقت تلخ این است که موتورهای ماساژور تعبیه شده در صندلی خودرو، به دلیل محدودیت فضا و وزن، هرگز نمیتوانند جای یک صندلی ماساژور واقعی را بگیرند. بیشتر آنها شبیه به ضربات ضعیف آرنج یک کودک ۵ ساله به پشت شما هستند که بعد از ۱۰ دقیقه تنها حس کلافگی به همراه میآورند.
کلام آخر: چه چیزی واقعاً در یک ماشین مهم است؟
صنعت خودرو با سرعت به سمت دیجیتالی شدن پیش میرود و شرکتها مجبورند برای رقابت، ویژگیهای عجیبوغریب معرفی کنند. اما اگر از یک راننده واقعی بپرسید، ویژگیهای حیاتی یک خودرو کاملاً چیز دیگری هستند:
- موتور و گیربکس هماهنگ و کماستهلاک
- سیستم تعلیق نرم و مناسب با جادهها
- ترمزهای قدرتمند و قابل اعتماد
- دید کافی و ایمنی بالا
- ارگونومی مناسب صندلیها و دسترسی آسان به ادوات
دفعه بعد که خواستید خودرویی بخرید، گول زرق و برق آپشنهای عجیب و غریب را نخورید. بسیاری از این ویژگیهای «بیفایده»، تنها پول شما را هدر میدهند و در آینده نزدیک به دردسرهای تعمیراتی جدیدی تبدیل میشوند.
نظر شما چیست؟ به نظر شما کدام آپشن در خودروهای امروزی کاملاً اضافی و دستوپاگیر است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید!
